خرید بک لینک

ریرای عزیزم

سالها پیش به معلّم ریاضی گلایه کردیم که چرا لگاریتم را نمیفهمیم؟ در جواب گفت: «عجیب نیست، چون خودم هم آن را نفهمیدهام!»

تصدقت گردم، به واقع من هیچ از زن بودن نمیدانم. زنها در زمانهی من به زبان دیگری سخن میگویند و بازیگر نقشها و کلیشههای از پیش تعریف شدهاند. آنها میکوشند تا در دیکتة زنانگی بیست بگیرند، بیآنکه تعریفی از زنانگی داشته باشند. روزی زن در اسم پسر بزرگش خلاصه میشود، روزی عکسش در اعلامیه ترحیمش گم میشود و روزی هم با برخی انتخابهایش تعریف میشود: «ترشیده».

ریرای من؛ تو در بند زمانهات نباش. مبادا تعریف سطحی و دمدستی از حقوق زنان یا به قول امروزیها «فمنیسم»، لگاریتمِ زندگی تو باشد. آن را دقیق بشناس و دیکته نکن. درد زمانهی من همین «ابتذال معنا» است.

باقی بقایت، جانم فدایت

برچسب: نویسنده: زهرا موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 20 خرداد 1398 ساعت: 18:08

صفحه بندی