خرید بک لینک

چند ساعت از مراسم ختم آقای عین گذشته. بعد از تحمل سالها زندگی پر از بیماری و رنج، با اطمینان میشود گفت که امشب بعد از مدتهای طولانی طعم خواب راحت را چشید. روی دیگر سکه شاید اینطور میشد که اصلا فردی وجود نداشت تا رنج بکشد، بعد هم بمیرد و فامیلش را عزادار کند. این حالت دوم چطور اتفاق میافتاد؟ شاید فقط با یک تصمیم که ما قصدی برای بچه داشتن نداریم. مطمئنم که اگر پدر و مادر آقای عین شصت و دو سال پیش باور داشتند که تولیدمثل یعنی بازتولید درد و رنجی بیپایان است -که خودشان هم به واسطهی «بودن» به آن دچارند- آن شب به بستر نمیرفتند. حتما افرادی هستند که معتقدند زندگی جنبههای لذتبخش و شیرین زیادی هم دارد و نباید دنیا را تاریک و خشن نمایش داد، اما در واقعیت میزان این جنبههای شیرین در مقایسه با جنبههای تلخ زندگی خیلی چشمگیر نیست. از طرف دیگر بخش زیادی از آنها در واقع راهکارهای انطباقی هستند برای فراموش کردن این دردها و سازگاری بیشتر با محیط زندگی. در نهایت از نگاه من زوجی که تصمیم میگیرند که بچهای داشته باشند، یا در مورد تمام این مسائل فکر کردهاند و به یک نتیجه مشخص رسیدهاند، و یا کودن هستند و با حیوانات پستتر به لحاظ تکاملی تفاوت چندانی در مسألهی تولیدمثل ندارند.

برچسب: نویسنده: زهرا موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 19:37

صفحه بندی