خرید بک لینک

با جديت تصميم گرفتهام که برای رسیدن به حقیقت تا جای ممکن بازیچهی رسانهها نباشم. منظورم از رسانه تمام کانالهای ارتباطی من با دنیا، جدا از خط فکری آنهاست. از این زمان به بعد رسانهی موافق یا مخالف برای من وجود ندارد، چون ذات رسانه جهتگیریهای خاص خودش را دارد و حقایق در بیشتر اوقات از دید مخاطب پوشیده میماند. شرق هاشمی را تا قلهی قاف بالا میبرد و از او یک بت میسازد، از آن طرف کیهان و یالثارات الحسین دولت و موافقانش را مورد هجمه قرار میدهند؛ شرق داعش و ارتش آزاد سوریه را تروریست مینامد و سر بریدن «عبدالله عیسی» را تیتر یک خودش میکند، در غرب هم «عدنان» خردسال نماد توحش بشار اسد برای سیانان میشود و اشک مجری را درمیآورد؛ در همین کشور خودمان رسانههای اصلاحطلب رسایی، علمالهدی و خیلی شخصیتهای دیگر را به شدت نقد و آنها را در نظر مردم منفور و بیمنطق معرفی میکنند، در صورتی که تا به حال یک بار رودررو با آنها صحبت نکردهایم. دقیقا این اتفاق در جناح اصولگرا و نظام حاکم هم میافتد. در میان اینها واژهی فتنه مثل گردی میماند که خاصیت تکفیرکنندگی دارد و آن را بر هر کس که میخواهند میپاشند و کنار میگذارند، در حالی که تریبونی برای دفاع از خودشان در اختیارشان نمیگذارند. هر روز همهی این خبرها نوشته و خوانده میشوند و در چشم و گوش مردم میرود، بدون اینکه بفهمیم «حق» با کدام طرف است؟ پینوشت: بعد از سالها جنگ داخلی در سوریه، من هنوز نمیدانم حق با کیست!

برچسب: نویسنده: زهرا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 10:31

صفحه بندی